اورئو(oreo) بیشتر از آنکه یک خوراکی فوق العاده باشد یک استراتژی خوشمزه است

زمانی که به یک مجموعه نگاهی اتقصادی داشته باشیم به همان انداره که دستور پخت یک محصول مهم است دستور یک استراتژی نیز اهمیت دارد.اما اورئو چگونه فاتح هر دو قله است؟

بگذارید ساده حرف بزنم.اورئو کاری را با شما کرده است که وسط فروشگاه به دنبال آن بگردید و مزه اش را با قیمت مناسب باز هم لاکچری بدانید.

اورئو توانست خودش را در کیف هر دانش آموزی بچپاند .یک پایه مناسب برای دسر مادر ها باشد.به عنوان یک خوراکی خوشمزه در کافه ها سرو شود.پایش را به سوپربال و کمپین ها باز کند  .سلبریتی ها را به خرید خود وادار کند .کاری کند که ترامپ از او حرف بزند و بزرگ ترین برنامه های  تلوزیونی را به گفتگو در مورد خودش برساند و حتی سر ازکادوهای عاشقانه روز تولد و ولنتاین در آورد.

القای حس راحت بودن ،در دسترس بودن ،زیبا بودن و در عین حال خاص بودن اصلا کار راحتی نیست!اما اورئو توانست به راحتی  همه آن ها باشد.

بیشتر ما  از اهمیت داشتن یک استراتژی بازاریابی و محتوا مطلع هستیم اما اینکه یک استراتژی خوب تا چه حد میتواند موفق عمل کند را درک نکرده ایم.چیزی که اورئو را به یک خوراکی جادویی تبدیل کرده مطمعنا چیزی فراتر از مزه آن است.

همچنین بخوانیم:استراتژی محتوا چیست و چه کاربردی دارد؟

بازاریابی به سبک اورئو:

بگذارید بحث را با دو تعریف از روش های بازاریابی  دیجیتال شروع کنم.

روش بازاریابی چابک و روش بازاریابی آبشاری سلاح هایی هستند که اورئو توانست از هردو آن ها به موقع استفاده کند.

روش آبشاری

برنامه‌ریزی روبه‌جلو با تأکید بر اقدام‌ها و مهلت‌های پیاپی به‌منظورِ دستیابی به هدف،بسته به حوزۀ پروژه، فرایند برنامه‌ریزی برای آغاز کار، گاهی ماه‌ها یا حتی سال‌ها زمان می‌بُرد. این فرایند که به روش «آبشاری» معروف است، شامل مرحله‌های مختلفی ازجمله تحقیق، طراحی، وظایف، آزمون و نگه‌داری می‌شود.

مشکل روش آبشاری این است که وقتی به لبه آبشار می‌رسید، نمی‌توانید برگردید؛ به‌عبارت‌دیگر، فرایند جایی برای تغییر یا اختلال‌های پیش‌بینی‌نشده ندارد؛ برنامه تنظیم‌شده است. پروژه‌های فراوانی در شرکت‌ها، پس از سال‌ها تلاش و صرف میلیون‌ها دلار هزینه، کنار گذاشته‌شده‌اند، چون برنامه یا هدف اصلی دیگر مناسب نبوده است، بازارها تغییر کرده‌اند یا نتیجۀ مطلوب پیش از کامل شدن از بین رفته است.

روش چابک

 بازاریابی چابک اغلب به‌ واسطۀ توسعۀ نرم‌افزاری سامان‌دهی می‌شود.

گروه‌ها به‌جای برنامه‌ریزی بازاریابی برای شش ماه دیگر یا سال بعد، رویکرد ثابتی را در قبال بازار به کار می‌گیرند و این توانایی را دارند تا وقتی شرایط، بازارها، رفتارها و غیره تغییر می‌کنند، آن‌ها نیز به‌سرعت مدیریت تغییر را به‌کارگیرند و سازگار شوند.مهم‌تر از همه، داده‌هایی هستند که تولید می‌شوند (از وب‌سایت محصول یا داده‌های خرید) که بر این تغییرها اثر می‌گذارند. به‌عبارت‌دیگر، اگر تیم بازاریابی متوجه شود بازار هدفشان جذب پیشنهاد «الف» می‌شود نه پیشنهاد «ب»، می‌تواند با اصرار، پیشنهاد «الف» را ادامه دهد و پیشنهاد «ب» را کنار بگذارد.

و اما اورئو چگونه از این دو روش نهایت استفاده را برد؟

اورئو زمانی که شروع به رشد کرد روشی آبشاری برای نظم دهی به کار های خودرا در پیش گرفته بود .به نظر خوب میرسید اما نقطه رشد آن ها زمانی شروع شد که تصمیم گرفت فرصتی را که خلق شده رها نکند.به جای گیر کرد در لبه آبشار استراتژی بازاریابی خود را به چابک تغییر دادو با یک حرکت چریکی به م.قع خودش را ویروسی گسترش داد.او با یک حرکت به موقع چندین روش بازاریابی را با هم نشانه رفت و تیم بازاریابی خود را سر زبان کل جهان انداخت.

برگردیم به سوپربال سال۲۰۱۳ . در جریان درگیری بین سان فرانسیسکو ۴۹ers و بالتیمور راونز ، اتفاق بی سابقه ای در ورزشگاه Superdome رخ داد.تاریکی همه ورزشگاه را گرفت و برق رفت!

بازیکنان ، مربیان و هزاران هوادار حاضر در بازی بیش از نیم ساعت در تاریکی فرو رفتند ، در حالی که میلیون ها بیننده در سراسر جهان در این نیم ساعت به فکر این هستند که چه اتفاقی افتاده است .توییتر وفیس بوک بزرگ ترین شبکه اجتماعی  قطعا جای مناسبی  برای مطلع شدن است. و این حرکت نابغه ای است که تیم Oreo فقط۱۰قیقه پس از روشن شدن چراغ ها انجام داد:

توییتر

شما حتی در تاریکی نیز میتوانید اورئو بخورید.

 اورئو بیش از ۱۶۰۰۰ازخورد از این پست ایجاد کرد ، ۲۰۰۰۰ لایک فیس بوک ، و به ده ها هزار نفر دنبال کننده رسید. رسانه ها نیز به خوبی تحت تأثیر قرار گرفتند تا جایی که هافینگتون پست و وال استریت ژورنال از آن مینویسند.این اولین حرکت چابک اورئو بود که توانست به راحتی خودش را به سر زبان ها بی اندازد.بازاریابان اورئو خوب میدانستند که با این حجم از بیننده اگر سوژه ای یافت شد باید سوار موج شوند .

اورئو از آن زمان بارها استعداد تیم خود را ثابت کرده است. هنگامی که PS4 راه اندازی شد ، تیم تصویر زیر را توییت کرد ، که به نوبه خود باعث پاسخی از Xbox One شد. میتوان گفت نوعی همکاری بین این دو برند توسط اورئو به وجد آمد.

اورئو

همچنین بخوانیم:جدال تجارت اینترنی و بازاریابی رسانه در ۲۰۲۰

ترندینگ دیگر چیست؟

به این توییت هایی که با رویدادهای مهم جهانی مطابقت دارند ، نگاهی بیندازید:

نمونه خوب دیگری از اورئو به لطف نیاز به جشن صدمین سالگردش به وجود آمد. به مدت۱۰۰ روز ، تیم تولید محتوا  توئیتی با الهام از کوکی منتشر کرد که نشان دهنده یک رویداد فعلی برای آن روز بود.براساس گفته های مارتین ویلبرن وهمکاران ، “تبلیغات منجر به افزایش بسیار چشمگیر چهار برابری سهام فیس بوک برای اورئو شد.”حتی زمانی که از ماری اسمیت بازاریابا برتر حوزه دیجیتال و فیس بوک ،میپرسند که چه برندی توانسته در فیس بوک بدرخشد اولین نامی را می آورد اورئو است.

اینستاگرام:

اورئو

بدیهی است ، تیم بازاریابی در پشت Oreo دقیقا می دانند چگونه از جذابیت بصری بازاریابی محتوا نهایت را استفاده کنند ، بنابراین حال حاضر جای تعجب ندارد که Oreo نیز عملکرد فوق العاده خوبی در اینستاگرام خود داشته باشد.

آنها نسبتاً هوشمندانه با هشتگ #PlayWithOreo وارد مدیا اینستاگرام شدند ، که پیروان را تشویق می کند با عکس های اینستاگرام خود عکس های کوکی های اورئو را با انواع و اقسام مختلف ارائه دهند.آنچه در مورد کمپین اینستاگرام Oreo بسیار جالب است این است که به کسانی که عاشق بیسکویت و مارک تجاری هستند این امکان را می دهد تا تعامل داشته باشند در این صورت می توانند خلاق ترین تصاویر را به دست آورند.

اورئو در تعامل با دنبال کننده موفق عمل کرد.

این نوع تعامل با مصرف کننده بسیار فوق العاده است چرا که اکثر برند ها فقط به دنبال افراد مشهور میروند و این حس همراهی با مشتری را از بین میبرند.درحالی که اورئو با اولویت قرار دادن افراد مصرف کننده در اینستاگرام این فرصت را ایجاد کرد که با ان ها به طور مستقیم در ارتباط باشد.گذشته از اینکه تصاویر اینستاگرام Oreo مملو از کوکی های جالب توجه است ، آنها نیز دارای یک حس شوخ طبعی هستند ..نکته مهم تر این است که اورئو در عین حال که در کنار افراد عادی قدم بر میدارد ولی معروف ها را فراموش نکرده است.چنانکه در پیج های مربوط به آشپزی در اینستاگرام اورئو در نام مواد مورد نیاز برای یک دسر خوشمزه است.همچنین اورئو پارتی ها که تولید کننده های  موکبانگ آن را ایجاد کرده اند نیز تاثیر فوق العاده ای بر ذهن میگذارد تا ترغیب به خوردن این محصول شوید.

همچنین بخوانیم:۱۱ روش برای بهبود جذب فالوور در اینستاگرام شما

اورئو از سلبریتی ها نمیگذرد:

اورئو

اورئو نیاز زیادی به همه سلبیریتی ندارد چرا که بارها عکس هایی از افراد مشهور هنگام خوردن اورئو پخش شد.اما این موضوع به این معنی نیست که این مورد راد هدف نگیرد.او حتی در این مورد از شهرت جهانی کی پاپ ها هم غافل نشده تا جایی که تبلیغات اورئو با گروه سرشناس BTSنیز رقم خورد.

واگر از اورئو خرید نکنید چه بلایی سرشما می آورد:

اورئو

در آمریکای شمالی ، اورئو مترادف با یک عطر و طعم است. اما سلایق جهانی متفاوت است. در حالی که ما Oreo کلاسیک را دوست داریم ، به عنوان مثال در هند ، مصرف کنندگان فکر می کنند به اندازه کافی شیرین نیست. برعکس ، اورئو در سال ۲۰۰۵کشف کرد که مصرف کنندگان چینی تصور می کردند نسخه اورئو کلاسیک خیلی شیرین است.

طبق گفته های کرافت ، یک بیسکوئیت اورئو ۱۳۵ جزء دارد که از جمله آنها می توان به  تلخی و خنکی و ۱۳۳جزئ دیگر اشاره کرد. برای ایجاد یک Oreo “اصلی” برای چین ،  شرکت اورئو بیش از۲۰ فرمولاسیون Oreo منحصر به فرد را آزمایش کرد.

چینی ها اورئو را دوست نداشتند  و این واقعا جای سوال داشت.برای یک شهروند آمریکایی که میداند اورئو روزانه چیزی حدود ۲۰ میلیون فروش داشته است این میزان از نپذیرفتن واقعا بی معنی است. دستیابی به موفقیت در چین مستلزم بهره برداری از جذابیت های برندهای بزرگ برای مصرف کنندگان چینی و تطبیق محصولات برای سلیقه های محلی است. این بینش کوچک باعث شد که این بیسکوئیت در چند سال کوتاه از۳٪ به ۱۵٪ فروش برسد.

اگر تنفر شما به نفع ما باشد هیچ اهمیتی نداردکه از ما نخرید:

اورئو

دونالد ترامپ تعهد کرده است که هرگز اجازه ندهد Oreo دیگری به لبانش بخورد.او اعتقاد دارد این شرکت بیشتر از آمریکایی بودن مکزیکی است.چرا که در درقراردادی فرصت شغلی برای مکزیکی ها نیز به وجود می آمد.این موضوع در رسانه ها سر و صدای یادی به راه انداخت تا جایی که در یک برنامه تلوزیونی به شوخی صحبت دونالد ترامپ را به این شکل ترجمه کردند

“فکر می کنم صبح می خواهم از خودم متنفر باشم.”

البته این موضوع هرگز لطمه ای به اورئو نزد بلکه به شدت آن را سر زبان ها هم انداخت.

دقت کنید که:

  برای پاسخگویی به حوادث از طریق رسانه های اجتماعیبه سرعت در بازاریابی نیازمندیم.ینی تا تنور داغ است باید کار تمام شود.

بازاریابی چابک فقط به این معنا نیست که بتوانید به سرعت به رویدادها و بازار کلی پاسخ دهید.

بلکه باید:

  • داده هدایت می شود
  • مشتری متمرکز شده شود
  • گره خوردن اهداف و فرآیندهای تجاری
  • قابل انعطاف بودن نوع بازاریابی

 اما مهمترین بخش رسانه های اجتماعی غالباً ارائه یک برند به عنوان  نماد انسانی ، با احساس شوخ طبعی و عدالت اجتماعی است. این موضوع دنبال کننده های شما  را به مراتب بهتر از پیامهای تبلیغاتی (کسل کننده) وفادار نگه میدارد.

در مقاله ای از یک استاد بازاریابی خواندم که  ویدئو های جدید اورئو  بیش از حد متمرکز بر محصول هستند ، به جای اینکه به دنیا نگاه کنیم و سعی کنیم بخشی از آن شویم ، Oreo به سمت داخل تبدیل شده است و سعی دارد ما را به بخشی از دنیای آنها تبدیل کند.خب این نکته برای اورئو نیز یک شکست به حساب می آید وشاید میتوان گفت نتیجه غرق شدن در خواسته های خودش باشد.این مشکلی است که بیشتر شرکت های بزرگ بعد از مدتی به آن میرسند.

در آخر:

باید اولویت بندی مداوم داشته باشید و توانایی تصمیم گیری سریع را داشته باشید. این روزها ، بیشتر مدیران بازاریابی مسئول رشد مشاغل هستند و این یعنی واکنش سریع به بازار با سرعت و انعطاف پذیری ضروری است. این یک مزیت رقابتی به وجود می آورد که می تواند رشد را تسهیل کند و قاطعانه بگوید که  این نوع تجارت نسبت به رقبا که به روشهای سنتی تر پایبند هستند ، بهتر عمل می کند.

داشتن داده های فروان از یک محیط  و همین طور فرهنگ گروه هدف میتواند به شما در شکل دهی نوع تبلیغات اینترنتی و محتوای سایت ها و شبکه های مجازی کمک بسیار زیادی کند.اورئو به ما یاد داد جایی که فرصت هست را از دست ندهیم .همه جا سرک بکشیم ، یک فضول باهوش باشیم جوری که همه فکرکنند ما برای حمایت آمده ایم و همه را دوست داریم و به شما اجازه نمیدهیم از  ما منتفر باشید .البته همه جز ترامپ که نفرتش به ما سود میرساند .

همچنین بخوانیم:چرا برندها و کسب و کارها برای خود یک شعار انتخاب می کنند ؟

۰ FavoriteLoadingافزودن به مورد علاقه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *